پلیساکارید کلرلا (PFC)، به عنوان یک پلیساکارید طبیعی، در سالهای اخیر به دلیل مزایای سمیت کم، عوارض جانبی کم و اثرات طیف گسترده، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. عملکردهای آن در کاهش چربی خون، ضد تومور، ضد التهاب، ضد پارکینسون، ضد پیری و غیره به طور اولیه در آزمایشهای آزمایشگاهی و درون تنی تأیید شده است. با این حال، هنوز شکافی در تحقیقات در مورد PFC به عنوان یک تعدیلکننده سیستم ایمنی انسان وجود دارد.
سلولهای دندریتیک (DCs) قدرتمندترین سلولهای تخصصی ارائهدهنده آنتیژن در بدن انسان هستند. تعداد DCها در بدن انسان بسیار کم است و معمولاً از یک مدل القایی آزمایشگاهی با واسطه سیتوکین، یعنی DCهای مشتق از سلولهای تک هستهای خون محیطی انسان (moDCs)، استفاده میشود. مدل DC القایی آزمایشگاهی برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ گزارش شد که سیستم کشت سنتی برای DCها است. به طور کلی، به کشت به مدت ۶-۷ روز نیاز دارد. سلولهای مغز استخوان موش را میتوان با فاکتور محرک کلونی ماکروفاژ گرانولوسیت (GM-CSF) و اینترلوکین (IL) -۴ کشت داد تا DCهای نابالغ (گروه PBS) به دست آیند. سیتوکینها به عنوان محرکهای بالغ اضافه میشوند و به مدت ۱-۲ روز کشت داده میشوند تا DCهای بالغ به دست آیند. مطالعه دیگری گزارش داد که سلولهای خالصشده CD14+ انسانی به مدت 5 روز با اینترفرون بتا (IFN-β) یا IL-4 کشت داده شدند و سپس به مدت 2 روز با فاکتور نکروز تومور-a (TNF-a) کشت داده شدند تا DCهایی با بیان بالای CD11c و CD83 به دست آیند که توانایی قویتری در ترویج تکثیر سلولهای آلوژنیک CD4+T و سلولهای CD8+T دارند. پلیساکاریدهای متعددی از منابع طبیعی فعالیت تعدیلکننده سیستم ایمنی عالی دارند، مانند پلیساکاریدهای قارچ شیتاکه، قارچهای آبشش شکافدار، قارچهای یونژی و کوکوس پوریا که در عمل بالینی به کار رفتهاند. آنها میتوانند به طور مؤثر عملکرد سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشند، ایمنی را افزایش دهند و به عنوان درمانهای کمکی برای درمان ضد تومور عمل کنند. با این حال، گزارشهای تحقیقاتی کمی در مورد PFC به عنوان یک تعدیلکننده سیستم ایمنی انسان وجود دارد. بنابراین، این مقاله تحقیقات اولیهای را در مورد نقش و مکانیسمهای مرتبط با PFC در ارتقای بلوغ moDCها انجام میدهد تا پتانسیل PFC را به عنوان یک تعدیلکننده طبیعی سیستم ایمنی ارزیابی کند.
با توجه به نسبت بسیار کم سلولهای دندریتیک در بافتهای انسانی و حفاظت بین گونهای بالا بین سلولهای دندریتیک موش و سلولهای دندریتیک انسان، به منظور حل مشکلات تحقیقاتی ناشی از تولید کم سلولهای دندریتیک، مدلهای القایی آزمایشگاهی سلولهای دندریتیک مشتق شده از سلولهای تک هستهای خون محیطی انسان مورد مطالعه قرار گرفتهاند که میتوانند در مدت زمان کوتاهی سلولهای دندریتیک با ایمنیزایی خوب به دست آورند. بنابراین، این مطالعه از روش سنتی القای سلولهای دندریتیک انسان در شرایط آزمایشگاهی استفاده کرد: کشت همزمان rhGM CSF و rhIL-4 در شرایط آزمایشگاهی، تعویض محیط کشت هر دو روز یکبار و به دست آوردن سلولهای دندریتیک نابالغ در روز پنجم؛ در روز ششم، حجمهای مساوی از PBS، PFC و LPS بر اساس گروهبندی اضافه شده و به مدت 24 ساعت به عنوان پروتکل کشت برای القای سلولهای دندریتیک مشتق شده از سلولهای تک هستهای خون محیطی انسان کشت داده شدند.
پلیساکاریدهای مشتقشده از محصولات طبیعی، به عنوان محرکهای ایمنی، از مزایای سمیت کم و هزینه پایین برخوردارند. پس از آزمایشهای اولیه، گروه تحقیقاتی ما دریافت که PFC به طور قابل توجهی نشانگر بالغ CD83 را بر روی سطح سلولهای DC مشتق از سلولهای تک هستهای خون محیطی انسان که در شرایط آزمایشگاهی القا شدهاند، افزایش میدهد. نتایج فلوسیتومتری نشان داد که مداخله PFC با غلظت 10 میکروگرم بر میلیلیتر به مدت 24 ساعت منجر به بیان اوج نشانگر بالغ CD83 بر روی سطح DCها میشود که نشان میدهد DCها وارد حالت بالغ شدهاند. بنابراین، گروه تحقیقاتی ما طرح القا و مداخله در شرایط آزمایشگاهی را تعیین کرد. CD83 یک نشانگر زیستی بالغ مهم بر روی سطح DCها است، در حالی که CD86 به عنوان یک مولکول محرک کمکی مهم بر روی سطح DCها عمل میکند و به عنوان سیگنال دوم برای فعال کردن سلولهای T عمل میکند. افزایش بیان دو نشانگر زیستی CD83 و CD86 نشان میدهد که PFC بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از سلولهای تک هستهای خون محیطی انسان را افزایش میدهد، که نشان میدهد PFC ممکن است همزمان سطح ترشح سیتوکینها را روی سطح سلولهای دندریتیک افزایش دهد. بنابراین، این مطالعه سطح سیتوکینهای IL-6، TNF-a و IL-10 ترشح شده توسط سلولهای دندریتیک را با استفاده از ELISA ارزیابی کرد. IL-10 ارتباط نزدیکی با تحمل ایمنی سلولهای دندریتیک دارد و سلولهای دندریتیک دارای تحمل ایمنی معمولاً در درمان تومور استفاده میشوند و ایدههای درمانی بالقوهای را برای تحمل ایمنی در پیوند عضو ارائه میدهند. خانواده 1L-6 نقش مهمی در ایمنی ذاتی و اکتسابی، خونسازی و اثرات ضد التهابی ایفا میکنند. مطالعاتی وجود دارد که نشان میدهد IL-6 و TGF β به طور مشترک در تمایز سلولهای Th17 شرکت میکنند. هنگامی که بدن توسط یک ویروس مورد تهاجم قرار میگیرد، TNF-a تولید شده توسط سلولهای دندریتیک در پاسخ به فعال شدن ویروس به عنوان یک فاکتور بلوغ اتوکرین برای ارتقاء بلوغ سلولهای دندریتیک عمل میکند. مسدود کردن TNF-a، سلولهای دندریتیک را در مرحله نابالغی قرار میدهد و مانع از انجام کامل عملکرد ارائه آنتیژن توسط آنها میشود. دادههای ELISA در این مطالعه نشان داد که سطح ترشح IL-10 در گروه PFC در مقایسه با دو گروه دیگر به طور قابل توجهی افزایش یافته است، که نشان میدهد PFC تحمل ایمنی سلولهای دندریتیک را افزایش میدهد. افزایش سطح ترشح IL-6 و TNF-a نشان میدهد که PFC ممکن است اثر تقویت DC را برای پیشبرد تمایز سلولهای T داشته باشد.
زمان ارسال: ۳۱ اکتبر ۲۰۲۴
